|
باامروزدقیقاً یک ماه وسیزده روزمی شد. دیگروقت آن رسیده بود تایک عمراشتباه راجبران کند. باید می رفت تانفس کشیدن رادرخاک نشسته برریه هایش حس کند وباورداشته باشد؛زندگی یعنی وطن نگاهی به اطراف می اندازد.دستی به روشلواری سفیدوپیراهن مشکی اش می کشدوباآخرین طلوع دریا وداع می گوید:خداحافظ غربت 29/2/88.ساعت 8:12.سه شنبه.روبروی دریا.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۰۵/۰۲ساعت 19:18  توسط حسن
|
|