|
سلام به تمام دوستانی که آمدند وندایی دادند وندایی نشنیدند.
خدایی اش شرمنده. حق بود که قبل از سال می آمدم و دوستان را از اینم زمین گیر شدم خبر می دادم و به مهمانی صادقانه ام دعوت می کردم.اما چه می شود کرد که... خب دیگه.نوبت هم که باشه نوبت ما می بود که به جمع مرغ ها بپیوندیم. به هر حال شما تصور کنید یک داماد که حتی فرصت سر خاراندن هم نداشت. البته بین خودمان بماند نیمی از این فرصته به خاطر عید ونیمه دیگه بخاطر مرغه. انشاالله که به زودی زود جواب ندای گرم شما را هر چند ناقابل خواهم داد دوستان دارم تا باور کنید نگاه همیشه همراهتان را
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۱/۲۳ساعت 18:2  توسط حسن
|
|