عروسک

این روزها زن را دوست دارم.نه برای این که دوستش دارم.

او حالا دست هرچه عروسک بوده را هم بسته.

هرروزصبح وقتی ازخواب بیدار می شوم ،یادم می آید که باید هرچه سریعتر قبل ازشلوغی ،عروسکی دیگررابرای بازی های شبانه ام ازبازار سیاه عروسک گردانان خریداری کنم،اما..مست..بازی..عروسک....هنوزتا پایان تاریخ مصرف چند ساعتی وقت است.

10/2/88

"زن همیشه به عنوان نماد پاکی وآرامش دهنده ی وجود مرد وفرزندان نام برده شده واین نشان دهنده ی اعتبار وارزش زن می باشد.اما متاسفانه روزبه روزاین قلعه ی صعود به زیرکشیده می شود وجای خود را به پارتی ها ولباس غرب ودریک کلام سکس عوض میکند.

البته با بیان این مطلب نمی خواهم  فقط زن را عامل فاجعه ی روبه وقوع بدانم،بلکه صرفا می خواهم نشان دهنده ی خط نزولی اعتبارزن را نشان دهم وعمق فاجعه را.چرا که همان گونه که شاهد بوده اید،زن راعلاوه بر" موجود  نفرت انگیز،دوست داشتنی " نیزمعرفی وبی تفاوت گذشتن ازکنارش را نفی اعلام کرده ام.با تمام این حرفها ازهمین جا دست تمام مادران امروز و فردا رابوسه می زنم به امید این که دوباره بتواند جایگاه والای خودش." را پیدا کند

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۸۸/۰۵/۰۲ساعت 19:16  توسط حسن   |